ҖҖ گره ҖҖ
كاش به بچگي بازگردم كه تنها گره كور دنيايم
گره هاي گاه كور بند كفش هايم بود .
كاش به بچگي بازگردم كه تنها گره كور دنيايم
گره هاي گاه كور بند كفش هايم بود .
و گهگاهي دو خط شعرم
كه گوياي همه چيز است و خود ناچيز ..!!..
گاهي خاطراتت
ساحل سنگي
ايست بازرسي
جريمه ي تخلف رانندگي
و حتي فناوري هسته اي
يادت را در دلم تلنگر ميزند
و مرا مي آزارد
سخت است
جالب است
اين حرفهاي توست كه مرا آرام و بي خيال
به آنسوي خليج فارس سوق مي دهد
به بالشم مهربانتر ميشوم
جاخوش ميكنم
و پلكهايم آرام بسته مي شود
تا گاه ديگر
...
ميگى همواره عاشق بودى !
ديگر دير شده
حوله ام هم از تو به من عاشقتر بود
عشق ميميرد
اگر پاسخى نشنود
حتي رشته ى باريك و بي جان تنگستن هم
گرماى درونش را با نور ساتع مى كند
هر تلخی ای که قسمت ما کرده است چرخ
می نام کردهایم و به ساغر فکندهایم
خواه در مصر غریبی، خواه در کنج وطن
همچو یوسف، بی گنه در چاه و زندان بودهایم
حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان
میتوان دانست از دستی که بر هم سودهایم
چون میوه پخته گشت، گرانی برد ز باغ
ما بار نخل چون ثمر نارسیدهایم
به دل آهنگ خدا داشتن برتر است
تا خسته کردن جوارح به عبادت .
"امام جواد (ع )
ذهن آيينه
در انديشه ى انعكاس لبخند تو
مبهوت مانده است
و گيتارم
ساده دلانه
در وصف وسعت نگاهت
نت سكوت را فرياد مى كند

ك . ك
مرگ
كينه ي كهنه ي طبيعت
براي حفظ توازن
با مزه اي كشف نشده
سرانجام تو را به آغوش خواهم كشيد
اما نه اكنون
كار دارم
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟
واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می شه چیکاره م
میچرخم و میچرخونم سیاره م
نيمكت كهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولين بارش زمستانی
از ذهن پاك كرده است
خاطره ى شعرهايی را كه هرگز نسروده بودم
خاطره ى آوازهايی را كه هرگز نخوانده بودی
دراين پست مي خوام چندتايي از سروده هاي زنده ياد حسين پناهي رو به دليل جاذبه اي كه واسه خودم دارن
و نيز بدليل علاقه ي يكي از دوستان عزيز به نوشته هاي ايشان ، بزارم .
اميدوارم پسنديده دوستان باشد .
ما چیستیم؟
جز مولکولهای فعال ذهن ِ زمین ،
که خاطرات کهکشان ها را
مغشوش می کنیم !
منزل عشق از جهانی دیگر است
مرد عاشق را نشانی دیگر است
بر سر بازار سربازان عشق
زیر هر داری جوانی دیگر است
عقل میگوید که این رمز از کجاست
کاین جماعت را نشانی دیگر است
بر دل مسکین هر بیچاره ای
شاه را گنج نهانی دیگر است
این گدایانی که این دم میزنند
هر یکی صاحبقرانی دیگرست
₰₰ گر نکوبی شیشه ى غم را به سنگ ₰₰
₰₰ هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ₰₰
₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰
ای دریـغ از ما اگـر کامی نگیریم از بـهار
₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰₰

نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی) ، جشن آغاز سال و یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است .
مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳88 ( ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ ) ۲۱ ماه مارس
|
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی |
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی | |
|
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن |
که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی | |
|
ز جام گل دگر بلبل چنان مست میلعلست |
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی | |
|
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی |
به گلزار آی که از بلبل غزل گفتن بیاموزی |
" نوروز باستاني بر همگان خجسته باد "
